خيابان ها
از پرسه هاى بيهوده ى من
خسته شده اند...
و دستمال ها
از گريه هاى گاه و بيگاه من
به ستوه آمده اند...
آينه هم
از تلخى نگاهم
شكست...
اما تو چرا از ناله هاى دلتنگى من
دلت هنوز هم سنگ است؟؟؟؟
خيابان ها
از پرسه هاى بيهوده ى من
خسته شده اند...
و دستمال ها
از گريه هاى گاه و بيگاه من
به ستوه آمده اند...
آينه هم
از تلخى نگاهم
شكست...
اما تو چرا از ناله هاى دلتنگى من
دلت هنوز هم سنگ است؟؟؟؟
نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید
کد ۶ رقمی ارسالشده به ایمیل و رمز عبور جدید را وارد کنید.
در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید