سکـــــــــــــو ت
تنهـ ـایی من عمیق ترین جای دنیاسـ ـت ! تَـ ـه ندارد . . . برادران ِ یوسُـ ـفـ همـ ترسیدند از عمق ِ چاه ِ تنهایـ ـی امـ . . . به دنبال ِ چاهـ ـی دیگر رفتند !
دلتنگ روزای گذاشته ام روزای خیلی دور روزای که وقت نمی‌کردم جواب دوستان و بدم اما امروز روز هزارتا هم پست بذارم بازم نظری نمی‌بینم هی روزگار هی...

پیداش کردم ولی دیر شده بود و این ای کاشهایی که هیچ وقت تمومی ندارد پپیداش

کردم گمشده بود ولی ای کاش الان پیداش نمیشد همون موقع بود که دلم نگاه ممتد رو میخواست

      پیداش کردم ولی گذاشتم بره چون  نه من توان داشتنشو داشتم

     که داشته باشمش نه اون توان شنیدن حقیقت 

 پیداش شد یک لحظه برد ولی ....

   از وقتی رفتی...

م.سرمدی

اینقدری نبودم اینجا خجالت میکشم چیزی بنویسم 

سلام دوستان من چند وقتی یه مشکلی برام پیش اومده پای ابروم در میونه میترسم همه چیمو از دست بدم نمیخوام گدایی کنم یا فک کنین دارم کلاه برداری میکنم بخدا اینجوری نیس تنها جایی که تونستم بیامو مشکلمو بگم همین جا بود ابرو داری کنین و هر کسی کمکی کرد تا کارم را بیفته لطف کنه فیش واریزش و برام بفرسته با شماره کارتش که هر موقه که شد براش پولو واریز کنم خصوصی بفرستین ممنون 6277601833583147

این وبلاگ همیشه برام عزیز بوده هفت ساله دارمش یهو یادم افتاد اپش کنم مطمعنم از مطالب قبلی و نوشته های پیشینم خوشتون میاد حتما به ارشیو های قدیمیم سر بزنین

دلم باران میخواهد 

به من پنجره بدهید

تا به وقت باران

از پشت ان

به انتظار امدنش بنشینم ....

 

سلام دوستان وبلاگ نویس من بعد از اینکه پیامهای پر مهرتونو دیدم تازه فهمیدم چقدر امار بازدید وبلاگم زیاده اونم بعد دوسال این پستو گذاشتم ادرس وب دیگه ای رو میدم که بیشتر فعالیتم و نوشته هام اونجا هستش امیدوارم اونجا هم منو همراهی کنین.

یه دنیا مهربونی براتون ارزو میکنم 

   hattp://sherinsou.blgfa.com

گریه کردن برام راحتر از این لبخند تلخی که دارم....

اگه میخوای دنیارو به جای بهتری تبدیل کنی....

ادمهارو قضاوت نکن....

نگاهی به خودت بنداز و خودتو تغییر بده ...

 

فاصله دختر تا پیر مرد یک نفر بود ؛ روی نیمکتی چوبی ؛ روبه روی یک آب نمای سنگی .
پیرمرد از دختر پرسید :
- غمگینی؟
- نه .
- مطمئنی ؟
- نه .
- چرا گریه می کنی ؟
- دوستام منو دوست ندارن .
- چرا ؟
- جون قشنگ نیستم .
- قبلا اینو به تو گفتن ؟
- نه .
- ولی تو قشنگ ترین دختری هستی که من تا حالا دیدم .
- راست می گی ؟
- از ته قلبم آره
دخترک بلند شد پیرمرد را بوسید و به طرف دوستاش دوید ؛ شاد شاد.
چند دقیقه بعد پیر مرد اشک هاش را پاک کرد ؛ کیفش را باز کرد ؛ عصای سفیدش را بیرون آورد و رفت !!

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید