عطر سیگار را
به عطر تو بر لباسم ترجیح می دهم
تو درد دلم بودی سیگار مرهم دلم
تو با سوزاندن دلم مرا به زیر می بردی
سیگارم با سوزاندن دلش مرا به عرش می برد
تو معشوق بودی و من عاشق
حال من معشوقم و سیگارم عاشق
معشوق بودن هم لذتی دارد
تا هستم جهان ارث بابامه
سلاماش
همه ی عشقاش
همه ی درداش و تنهایی هاش
وقتی هم نبودم...
مال شما
اگه دوست داری با من ببین
یا بذار باهات ببینم
با من بگو
یا بذار با تو بگم
سلامامون و
عشقامون و
دردامون و
تنهاییامون و
(حسین پناهی)
بـعضے حـــَـرفـا رو نــِمے شہ گـفتـــــ ....بـایـد خــورد
ولــــــــــــــــــــے
بـعضے حــَـرفـارو نـــَــ مے شہ گفتــــ / نـــَـ مے شہ خــورد
مے مـــونہ ســـرِ دل
مے شہ دل تــــــَـــــنــــگــــــ ـــــــــ
مے شہ بـــُــــــــــغــــض
مے شہ ســُـــــــڪوتـــــــــــ ــ
آنقــــدر، فريـــاد هايــــم را، سکــــوت کرده ام، که
اگـــــر، به چشمـــانم بنگريد، کـــــر ميشويد.....!
تکـــ تکـــِ پـرهـایـم را می کَنـَم تـا نبـاشد بـالــی بـرای پـرواز ...
.
.
.
عشقـــــ همـه چیـزش فـرقـــــ مـی کنـد ...
حتـی اسـارتـش ...!
خیالت همه جا با من است
اما
دلم گرمای بودنـــــــــــت را می خواهد
نه سردی خیالـــــــــت را !!!
اینقدر سرفه نکن
بیا چندتا بزنم پشتت
فکر کنم سکوت تو حلقت گیر کرده...
من خسته شدم!
میروم.....
اما چشمانم را آویزان دستگیره در کرده ام!
تنها به این علت که میدانم چه خوب است این که بیایی و دو چشم منتظر ببینی
و میدانم .....
ندیدنش مساوی هرگز نرسیدن است

تــا رفتگـــر ببــــرد ! بیچــاره او
ما بقــی را هم نقــدا" بــا خود بــه گور می بـــرم
...
ما بقــی همــان " آرزوی بــا تــو بودن " است
نتــرس جانکم
حتــی آرزوی ِ داشتنت را هم بــه کســی نمی دهم






ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید