فاصله دختر تا پیر مرد یک نفر بود ؛ روی نیمکتی چوبی ؛ روبه روی یک آب نمای سنگی .
پیرمرد از دختر پرسید :
- غمگینی؟
- نه .
- مطمئنی ؟
- نه .
- چرا گریه می کنی ؟
- دوستام منو دوست ندارن .
- چرا ؟
- جون قشنگ نیستم .
- قبلا اینو به تو گفتن ؟
- نه .
- ولی تو قشنگ ترین دختری هستی که من تا حالا دیدم .
- راست می گی ؟
- از ته قلبم آره
دخترک بلند شد پیرمرد را بوسید و به طرف دوستاش دوید ؛ شاد شاد.
چند دقیقه بعد پیر مرد اشک هاش را پاک کرد ؛ کیفش را باز کرد ؛ عصای سفیدش را بیرون آورد و رفت !!
یادته وقتی بهت میگفتم دوست دارم دستام شل میشد؟!
قلبم تند تند میزد بغض گلوم رومیگرفت ؟!
همش میترسیدم یه وقت بخوای بری و تنهام بزاری...
یادته بهم میگفتی دیونه من؟!حتی فکرش رو هم از سرت بیرون کن همیشه باهاتم؟!
یادته میگفتی بغض نکن گلوتو درد میاره دیگه نمیتونی حرفای قشنگ قشنگ واسم بزنی؟!
یادته ...
دِ یادت نیس لامَصّب...این فکر وتوهم نیس،واقعا نیستی ... واقعا جام گذاشتی و رفتی
ببین بغض داره خفم میکنه حتی صدامم دیگه در نمیاد...
اینا مهم نیس!فدای یه تار موت...
فقط یه چیز،خوشبخت شو،همین...
اگه یه پسر برای اولین بار تو تمام دوران زندگیش دست کسی رو جز پدر و برادراش گرفت.
اگه برای اولین بار کلمه دوستت دارم رو به کسی گفت.
اگه برای اولین بار به کسی اعتماد کرد.
...
اگه برای اولین بار بخاطر *تو* پاگذاشت رو غرورش.
اگه برای اولین بار طعم بوسه رو حس کرد….
قسم به وجدانت قدر همه ی این*اولی*ها رو بدون!
اون *فقط به خاطر تو* این کارها رو انجام می داد!
.
.
.
راحت ازش نگذر
یادته وقتی بهت میگفتم دوست دارم دستام شل میشد؟!
قلبم تند تند میزد بغض گلوم رومیگرفت ؟!
همش میترسیدم یه وقت بخوای بری و تنهام بزاری...
یادته بهم میگفتی دیونه من؟!حتی فکرش رو هم از سرت بیرون کن همیشه باهاتم؟!
یادته میگفتی بغض نکن گلوتو درد میاره دیگه نمیتونی حرفای قشنگ قشنگ واسم بزنی؟!
یادته ...
دِ یادت نیس لامَصّب...این فکر وتوهم نیس،واقعا نیستی ... واقعا جام گذاشتی و رفتی
ببین بغض داره خفم میکنه حتی صدامم دیگه در نمیاد...
اینا مهم نیس!فدای یه تار موت...
فقط یه چیز،خوشبخت شو،همین...
چه کســی میــــداند که تو در پیــله تنــهایی خود تنهایی ؟
چه کسی می داند که تو در حسرت یک روزنه در فردایی ؟
پیله ات را بگشا ،
تو به انــدازه ی یک پــــــــروانه زیبایی.
برای خودت زندگی کن
کسی که ترا دوست داشته باشـــــــــــــد
با تو میمانــــــــــــــد
برای داشتنت میجنگــــــــــــــــد
اما اگر دوست نداشته باشــــــــــــــــــــد
به هر بهانهای میـــــــــــــــــــرود
خواب که دیگه کار نیست تا مجبور بشی از کله سحر یا مفت بگی و یا مفت بشنوی تا آخر سر انقدر سر به سرت بزارن تا سر بزاری به خیابونا
هی !!!!!! دل بده تا پته ی دلمو واست رو کنم
می دونی ؟؟
همیشه این دلم به اون دلم می گه دکی!
تواین دنیای هیشکی به هیشکی این یکی دستت باید اون یکی دستتو بگیره ورنه خلاصـــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــی!!!! خلـــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــاص.!!!
اگه این نبود حالیت می کردم که کوه ها رو چطوری جا به جا می کنن.!!استکانا رو چجوری می سازن..!!!!سرد و گرم و تلخ و شیرینش نوش جان............
من یاد گرفتم چجوری شبا از رویاهام یه خـــــــــــــــدا بسازم و دعــــــاش کنم که عظمتتو جلال..!!!!
آزادی فقط لخت گشتن در خیابان نیست!
آزادی راحتی گشت و گذار با دوست پسر و دختر نیست!!
آزادی یعنی تو کافر هستی
ولی به دین من احترام میگذاری!
آزادی یعنی تو مسیحی هستی
ولی محرم از دم هیئت مسلمونا که گذشتی
صدای ضبط را کم میکنی!
آزادی یعنی یکی در خیابان با حجاب بود
تو تمسخرش نمیکنی!
آزادی یعنی دو برادر یکی در اتاقش عکس شاه
و دیگری در اتاق عکس خمینی!
آزادی یعنی من پیکم را پر میکنم
تو نمازت را سر وقت میخوانی
آزادی یعنـــــــــی آزادی
چترت را ببند سری به كلبه بارانی ام بزن كمی زیر باران دیدگانم خیس شو و اگر مجالی برای همنوایی بود كمی با من همنوا شو...
من به این فاصله عادت دارم،
به همه وسعت این دوری ها،
نه صدایت کردم،
نه شکایت کردم،
من به قلب پر از احساس تو ایمان دارم
من نگاهت کردم،
نه شکایت کردم،
من تو را در همه این احوال،
مثل دیوانه مستی که پر از عشق ابدگونه شده
از ته قلب پرستیدم و لبریز ز رویا گشتم
نه لمست کردم،
نه شکایت کردم،
و در این فاصله و دوری ها،
در میان همه امواج پر از عمق نبودن هایت
باز هم؛
من تو را می خواهم!





ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید