اُفتــاد و مُـرد...

از چشمهایش اشک سرازیر بود
 
 
 
وقتی طنابـِ دار را دور گردنـِ خاطره هایت انداخت
 
 
 
می لرزید دستهایش
 
 
 
زد به زیر پای خاطره ها
 
 
 
که تا به حال در خود نگه داشته بود
 
 
 
آن همه خاطره یکجا حلق آویز شد
 
 
 
 
به جایش او
اُفتــاد و مُـرد...



ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید