باز هم شب آماده
شب لباس سیاهه خود را به تن کرده
سیاه تر از همیشه
همه خوابند
ولی چشمهای من خواب را نمیخواهند
من از شب هراسانم
ستاره ای دیگر نیست
مهتاب هم بخواب رفته
من بیدار به انتظار مهتاب
شبی مهتاب خواهد آمد
باز هم انتظار
چند سال از این انتظار میگذرد؟
ده، بیست، سی،......
| این نظر توسط گلهای کاغذی در تاریخ یکشنبه 07 دی 1404 و 23:59 دقیقه ارسال شده است | |||
/images/anymous.png |
امشب دیگر نه ماه اهمیتی دارد نه ستارهها مگر تو که از پنجرهای طلوع کنی و ابرها را از چشمانم بتارانی مبادا باد پنجرهات را بسته باشد! |
||





ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید