برای ما ..

برای تو ..
برای چشمهایت !..
برای من ..
برای دردهایم !..
برای ما ..
برای این همه تنهایی ...
ای کاش خــــــــــــدا کاری بکند..


این نظر توسط تنها در تاریخ یکشنبه 07 دی 1404 و 23:59 دقیقه ارسال شده است

/images/anymous.png

من و تو با همیم اما دلامون خیلی دوره



همیشه بین ما دیوار صد رنگ غروره



نداریم هیچ کدوم حرفی که باز هم تازه باشه



چراغ خنده هامون خیلی وقته سوت و کوره



من و تو



من و تو



من و تو



هم صدای بی صداییم ، با هم و از هم جداییم



خسته از این قصه هاییم ، هم صدای بی صداییم



نشستیم خیلی شب ها قصه گفتیم از قدیما



یه عغمره وعده ها افتاده از امشب به فردا



تمام وعده ها رو دادیم و حرفا رو گفتیم



دیگه هیچی نمی مونه برای گفتن ما



من و تو



من و تو



من و تو



هم صدای بی صداییم ، با هم و از هم جداییم



خسته از این قصه هاییم ، هم صدای بی صداییم



گل های سرخمون پوسیده موندن توی باغچه



دیگه افتاده از کار ساعت پیر رو طاقچه



گل های قالی رنگ زرد پاییزی گرفتن



اون هام خسته شدن از حرف هر روز تو و من



من و تو ، من و تو ، من و تو ، من و تو

این نظر توسط تنها در تاریخ یکشنبه 07 دی 1404 و 23:59 دقیقه ارسال شده است

/images/anymous.png

سللام عزیزم خواهش میکنم چشم حتما


ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید