خسته ام...
تکیه زده ام بر دیواری ازسکوت؛
گاه گاهیهق هقتنهایی هایم سکوتم را میخراشد ونقشی از یادگاریمیزند
یادگاری هایی که کسی سواد خواندنش راندارد
هیچ کس جزخــــــدا...!

| این نظر توسط ابوالفضل در تاریخ یکشنبه 07 دی 1404 و 23:59 دقیقه ارسال شده است | |||
/images/anymous.png |
ممنون قشنگ بود |
||





ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید