این روزای بد بیاری که همیشه
واسه من مثل یه شب تاریک و سرده
اگه یک روزم بخواد بره از اینجا
از همون راهی که رفته بر میگرده
دیگه هیچ چیزی ازم نمونده دنیا
جز همین جونی که مونده کف دستت
این که چیزی نیست دیگه ته مونده هاشه
همینه بگیرش از من ناز شستت
چرا؟؟؟؟ابر سیاه بی کسی، سایه هاش رو بخت تیره ی منه
چرا؟؟؟؟جز دل تنگی و دلواپسی
در خونمو کسی نمیزنه!!!!





ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید