سیـــگار سیــــگار انتظـار....

میخواهم برایــت تنهــــایی را معنــی کنم !
در شهر کنار خیابانی ایستاده ای , هوایی سرد, صدای همهمه مردم
سیـــگار سیــــگار انتظـار....
به خودت می آیی
یادت می آید نه کســی است که از راه بی آید
... ... نه دستی که بازوهایت را بگیرد
نه صدایی که میان این همهمه ها اسمت را صدا کند....!
اسم این تنهــایی ست..


این نظر توسط باران در تاریخ یکشنبه 07 دی 1404 و 23:59 دقیقه ارسال شده است

/images/anymous.png

عاشق باران که باشی

منتظر می مانی

بر نگاه بی کلام پنجره – چشم می دوزی

شعر می خوانی...







بهم سر بزن منتظرم


ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید