یعنی میشه که ما دو تا یه روزی به هم برسیم؟
مهم فقط رسیدنه ، حتی اگه کم برسیم
یعنی میشه خوشی بیاد دور ما توری بکشه؟
به آرزوهاش برسه هر کی که دوری بکشه؟
یعنی میشه شب بشینم دست روی موهات بکشم؟
کاشکی بدونم چقـَدَرباید مکافات بکشم
یعنی میشه که شونه هات فقط پناه من باشه؟
چرا تا حالا نشده ، شاید گناه من باشه
یعنی میشه که دستامون با هم مثه یه رشته شه؟
هر کی برای اون یکی درست مثه فرشته شه
یعنی میشه با هم واسه خوشبختی زحمت بکشیم؟
یه خواب راحت بکنیم ، یه آه راحت بکشیم
یعنی میشه بازم بگی دیوونتم من ، دیوونت؟
دوباره عاشقم بشه اون دل مثل رودخونت
یعنی میشه با هم باشیم من و خدامون و خودت؟
درست مثه تولدم ، درست مثه تولدت
یعنی میشه که جای من فقط روی چشات باشه؟
تکیه کلام تو بازم ، من میمیرم برات باشه؟
یعنی میشه فقط یه بار خدا به ما نگا کنه؟
میگی نمیشه ولی من ، همش میگم خدا کنه
یعنی میشه تو دفترش یه لحظه اسم ما باشه؟
یه چیزی بشکنه فقط ، اونم طلسم ما باشه
ما رو باش خـیال می کــردیـم همیـشه یکی رو داریم
یکـی که به وقـت گریـه سـر رو شــونه هـاش بـذاریـم
ما رو باش خیال می کردیم که یکی به فکرمون هست
مــیون ایـن هـمـه وحشـت تـوی ایـن کـوچـه بن بست
ما رو باش دل به کی بستیم چشم به راه کی نشستیم
مـا کـه واســه خـاطـر تـو قـرق ماهـو شـکـسـتـیـم
وقتی خورشـیـد حقیقت از خـواب قـصـه برآشفت
تازه فهمیدم چه آسون چشم تو به من دروغ گفت
هــاج و واج رد نـگـاتـو به گـلای قـاـی دوخـتی
بگـو اون همه عشـقـو به چه قـیمتـی فروخـتی؟
تو به فکر من نـبودی توی گرگ و مـیش مهـتاب
حتی اندازه چشمی کـه یـهـو مـی پـره از خـواب
آرزوی من اینست
که دو روز طولانی
درکنار تو باشم فارغ از پشیمانی
آرزوی من اینست
یا شوی فراموشم
یا که مثل غم هر شب گیرمت در آغوشم
آرزوی من اینست
که تو مثل یک سایه
سر پناه من باشی
لحظه تر گریه
آرزوی من اینست
نرم و عاشق و ساده
همسفر شوی با من در سکوت یک جاده
آرزوی من اینست
هستی تو من باشم
لحظه های هوشیاری مستی تو من باشم
آرزوی من اینست
تو غزال من باشی
تک ستاره روشن در خیال من باشی
آرزوی من اینست
در شبی پر از رویا
پیش ماه و تو باشم
لحظه ای لب دریا
آرزوی من اینست
از سفر نگویی تو
تو هم آرزویی کن
اوج آرزویی تو
آرزوی من اینست
مثل لیلی و مجنون
پیروی کنیم از عشق
این جنون بی قانون
آرزوی من اینست
زیر سقف این دنیا
من برای تو باشم
تو برای من تنها
یک بار خواب دیدن تو به تمام عمر می ارزد
پس نگو رویای دور از دسترس خوش نیست
قبول ندارم
گرچه جسم به ظاهر خسته است ولی دل دریاییست
تاب و توانش بیش از اینهاست
دوستت دارم
و تاوان آن هر چه باشد ، باشد
دوستت خواهم داشت بیشتر از دیروز
باکی ندارم از هیچ و هر کس که تو را دارم
عزیز دل .
تو را در شکفتن گل های بهار
در سر سبزی درختان تابستــــــــان
حتی در حزن و اندوه پاییـــز
وقت خـــــــــــواب رفتن طبیعت
در زمستان مــــــی بینم
تو را در لا به لای اشعار شمس
بخشنده و مهربـــــان مــــــــــی بینم
تو را در هر تولـــــد و هر مرگ
در هر خنده و گر یـــــه
با خود مــــی بینم
تو را در نیمه شب ها که سر برسجده ات مـــی نهم
در هر ذکری در هر دعایی که می خوانم
در نمازم در نیازم می بینم
تو را در تنهایـــــی و بی کسی ام
در درد جان سوز
در تپش های نیمــــــه شب ها
وقتــــــــی همه در خــواب خوشنـــد
در کنار خود و با خود مـی بینم
تو را در اعجاز پیامبــران
در زشتی ها و زیبایــــی ها
حتی در دستان آن فقیر تنگ دست
در آن ژولیدهء بـــی ﮐس
در عمری که به یادت گذشت می بینم
تو را در پرواز و کوچ چلچله ها
در رقص قشنگ بال هاشـــــــــان
در صدای پروازشان
پاک و منزه مـــــــی بینم
تــو را در طلوع و غروب خورشیـــد
در پایان روز و آغاز شب
بــــی نیاز مـــی بینـــــم ....







ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید