نبودم

اینقدری نبودم اینجا خجالت میکشم چیزی بنویسم 


این نظر توسط زهرا در تاریخ یکشنبه 07 دی 1404 و 23:59 دقیقه ارسال شده است

/images/anymous.png

یادش بخیر دورانی که وقتی فهمیدم که دیگه نمیتونم ببینمش و فقط میتونم صداشو بشنوم اونوقت بود که زنگ میزدم به خواهرش که میگفتم گوشی رو قطع نکن فقط بدون اینکه خودش بفهمه برو پیشش و کمی باهاش حرف بزن که من فقط چند لحظه بتونم صداش رو بشنوم که دلم آروم بگیره-- ولی الان نزدیک 2ساله که دیگه حتی صداش رو هم نمیشنوم چون.....و من با این دلتنگی هر روز به راحتی اشک میریزم...اشک..اشک..اشک

این نظر توسط زهرا در تاریخ یکشنبه 07 دی 1404 و 23:59 دقیقه ارسال شده است

/images/anymous.png

یادش بخیر دورانی که وقتی فهمیدم که دیگه نمیتونم ببینمش و فقط میتونم صداشو بشنوم اونوقت بود که زنگ میزدم به خواهرش که میگفتم گوشی رو قطع نکن فقط بدون اینکه خودش بفهمه برو پیشش و کمی باهاش حرف بزن که من فقط چند لحظه بتونم صداش رو بشنوم که دلم آروم بگیره-- ولی الان نزدیک 2ساله که دیگه حتی صداش رو هم نمیشنوم چون.....و من با این دلتنگی هر روز به راحتی اشک میریزم...اشک..اشک..اشک

این نظر توسط زهرا در تاریخ یکشنبه 07 دی 1404 و 23:59 دقیقه ارسال شده است

/images/anymous.png

یادش بخیر دورانی که وقتی فهمیدم که دیگه نمیتونم ببینمش و فقط میتونم صداشو بشنوم اونوقت بود که زنگ میزدم به خواهرش که میگفتم گوشی رو قطع نکن فقط بدون اینکه خودش بفهمه برو پیشش و کمی باهاش حرف بزن که من فقط چند لحظه بتونم صداش رو بشنوم که دلم آروم بگیره-- ولی الان نزدیک 2ساله که دیگه حتی صداش رو هم نمیشنوم ....و من با این دلتنگی هر روز به راحتی اشک میریزم...اشک..اشک..اشک


ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید