ایستـــاده امـ

آرزومنـدانـه ایستـــاده امـ

و سـوگنــد میخـــورمـ


کــه مـی مــانـمـ


هـــرچنــد کـــه
تــو نبـــاشـی

مـی مـــانــم و ثـــابتـــ مـی کنـــم

کــه هنـــوز زنــده استـــ


عشــق را مـی گـــویــم !!!!!

هـــرچنــد کـــه تـــو میخـــواهــی فـــرامـــوشش کنــــم...


این نظر توسط ستایش در تاریخ یکشنبه 07 دی 1404 و 23:59 دقیقه ارسال شده است

/images/anymous.png

بی هیچ بهانه ای به خاطرآوردمت

دوست داشتن شایدهمین باشد..بی بهانه یاد کردن

این نظر توسط تنها در تاریخ یکشنبه 07 دی 1404 و 23:59 دقیقه ارسال شده است

/images/anymous.png

چه قدر خالی ست باران



یک دل هم درآن پر نمی زند!



جان می دهد برایِ بی تو مردن



تا بند نیامده



باید رفت



تنها چترها می فهمند باران را



ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید