.آب ،بابا.. ، نان ، کمبود
چشمهای بابا ، تندیسی از غم بود
آّب ، بابا ، نان ، نداشت
بابا مرد ، ((از بس که جان نداشت))
آّب ، من ، مامان ، گریان
گشنه ، روسپی ، مامان ، عریان
آن مرد ، باداس ، مامان ، بی جان
یتیم خانه ، من ، کلاسِ ، گیجان
کاش ، بابا ، هنوز ، جان داشت
زندگی ، لبخند ، هنوز ، جریان داشت.





ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید