آسمـان هـم کـه بـاشی
بـغلت خـواهــم کـرد …
فـکر گـستـردگـی واژه نبـاش
هـمه در گـوشه ی تـنـهایـی مـن جـا دارنـد …
پـُر از عـاشـقـانـه ای تـو
دیـگر از خـدا چـه بـخواهــم ؟؟؟…
| این نظر توسط تنها در تاریخ یکشنبه 07 دی 1404 و 23:59 دقیقه ارسال شده است | |||
/images/anymous.png |
بهـ جـآن چشمـآنت قسـَم اینبـآر دیگـَر آنچنـآن رفتــَم که حـَتی اگـر کاسهـ ی آب را قسم دهیـ ، دیگـَر نه آن روز هـآ بر میگــَردد و نهـ مــَن... بـآ نبودَت کنـآر آمدهـ ام نه دیگـَر بـُغض میکــُنـَم و نهـ گریهـ فقطـ قـُدرَتــ زیــآدی میخـواهد روزی هـزآرآن بـآر جلـوی اولیـ قطـره اش را گرفتــَن! امـآ اشکـآلی ندارَد ... رسـم عـآشقی رآ خوب بلــَدم... هیـچ گـآه نمیفـَهمی چـِ کشیدَم حـَتی وقـتی سر مَــزارم بیـآیی، این را به تـو قـــول میدهـَم... تو آرامـ بـآش مثـل همیشهـ .. |
||





ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید