نمیدانم به جای کدامین واژه سکوت را جای گزین کرده ام
و به جای کدامین غصه تمام رنجها و درد ها را در کوله بارم ذخیره کرده ام و با خود میبرم
به هوای کدامین نگاه و کدامین دیدار چشم هایم را بسته ام و در جاده ای بی سرو ته زندگی قدم
می گذارم تنها
در این تنهایی عمیق که به اندازه همه تنهایی خدا عمیق است که حتی دست های
فرشته های خدا هم به آن نمیرسد
اینجا آن جا
حالا تمام آن روز های دست مانده
و هیچ کس آن خیابان را تا انتها نرفت





ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید